چشمهای من......

عزیزم
چند روز پیش ظهر داشتیم با هم بازی میکردیم
وقتی میخواستی چیزی بهم بگی خیلی دقیق نگاهم میکردی . بعد بهم گفتی :
مامان نِگا ترمه تو چشمات هست
ترمه اینجاست ترمه داره باهات حرف میزنه
خیلی متعجب بودی
دُخی جونم
واقعیت زندگی همینه من همونیم که تو در چشمانم میبینی و هستی
مدتها فکرمو مشغول کردی خیلی ساده بود و خیلی ساده گفتی اما عمق زندگی همینه
گاهی یک حرف تلنگر بزرگی هست برایم ...مثل چند روز پیش
ممنونم عزیزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چشمهای من......
